حكایت شمارۀ «صد» و «شیر ایرانی»

 نخستین‌باری كه به شوش رفتم و واردِ محوطۀ باستانی آن شدم، نوشته‌ای روی زمینۀ زردرنگ در چارچوب فلزی مستطیل‌ شكلی توجهم را جلب كرد. چیزی كه از آن متن در ذهنم ماند این است كه باستان‌شناسان در كاوش‌های خود در این محوطه به آثاری رسیده‌اند كه آن را لایۀ پانزدهم شهرنشینی خوانده‌اند. شواهد موجود حكایت از آن می‌كند كه دشت خوزستانِ ما به مانند دیگر خاستگاه‌های شهرنشینی در ایران‌زمین، دست كم در 5000 سال پیش از میلاد مسیح، دارای بافت اقتصادی پیشرفته و منظم بوده و در برخی نقاط، شهر‌هایی داشته كه هر كدام از آنها، از ساختمان‌هایی با كاركرد‌های گوناگون و برای همگان برخوردار بوده‌اند. یعنی در آن زمان، در دورانِ شهرنشینی بوده است. از این‌رو، باستان‌شناسان، این مجموعه را به حق پیشرفته‌ترین منطقۀ تمدنی آن روزگار در جهان باستان معرفی كرده‌اند. 
آن روز چیز‌های زیادی از ذهنم گذشت: این‌كه بنای رفیع این فرهنگ و تمدن بر چه بنیان عمیقی استوار است، یا ما چقدر از ابعاد مختلف فرهنگ و تمدن خود بی‌اطلاع یا كم اطلاعیم. هنوز نمی‌دانیم عمقِ تاریخ این سرزمین كجاست و دلیل ماندگاری‌مان در این دوران طولانی چه بوده است. این‌گونه پرسش‌ها از «خود»، «ریشه‌ها»، «گذشته» و این‌كه ما «كی» هستیم، در این روزگار، بیش‌تر از گذشته در ذهن جوانان ما رفت و آمد می‌كنند. جوان‌های ما امروز پرسشگر‌تر از نسل قبل هستند و این جای خوشحالی دارد.
سال 1376 بود كه نخستین جرقۀ تولید كتاب‌هایی با شكل و اندازۀ واحد، خوش‌خوان، پُراطلاعات و صحیح؛ از زوایای گوناگون فرهنگ، هنر، سرزمین، مردم و تاریخ ایران در ذهنم زده شد و مصمم به گام گذاشتن در راه تولید دانشنامه‌ای از ایران شدم كه هر مدخل یا موضوع آن، خود یك جلد كتاب كم حجم باشد تا هم هر كس بتواند در یك روز آن را مطالعه كند و هم سال‌های سال این مجموعۀ رو به رشد، بتواند به دریایی از پرسش‌ها كه همواره در مورد این فرهنگ و تمدن عظیم در جامعه موجود بوده است، پاسخ گوید. نخستین كتاب در سال 1379 منتشر شد. اكنون نزدیك به ده سال است كه فعالیتی در حوزۀ «ایران‌پژوهی» با نام و نشان از ایران چه می‌دانم؟ در این مؤسسه گسترش یافته و همگان را بهره‌مند می‌كند. كاری بس بزرگ كه به مدد تدبیر، تدبّر، فكر و قلم گروهی از پژوهشگران و كوشندگان نام‌آشنا در عرصۀ پژوهش‌های ایرانی به ثمر نشسته است. برای انجام این كار، هیأتی علمی و اجرایی متشكل از همكاران دفتر پژوهشهای فرهنگی تشكیل شد. اهداف و آرزو‌ها با آنها در میان گذاشته شد و همه یكدل و مصمّم به اجرای آن شدند. هر كدام متناسب با اشتغالات علمی و پژوهشی خود، سهمی از كار را به عهده گرفتند كه در این میان سهم كار آقای دكتر ناصر تكمیل‌همایون به دلیل علایق و سوابق پژوهشی چندرشته‌ای ایشان، بیش از دیگران بود. هیأت اولیه متشكل بود از: آقای دكتر ناصر تكمیل‌همایون، آقای محمدحسن رجبی، آقای دكتر علی‌اصغر بلوكباشی، آقای دكتر یحیی مدرسی، آقای دكتر حسین سلطان‌زاده، آقای دكتر عباس حُرّی، خانم رعنا جوادی، خانم میترا طاهری‌لطفی، آقای هوشنگ دادار و آقای اصغر مهرپرور. بعدها آقای دكتر حسن باستانی‌راد هم به این هیأت پیوست و علاوه بر مسئولیت‌های پژوهشی، عهده‌دار امر خطیر نظارت علمی و سرویراستاری مجموعه شد كه تا امروز نیز این مسئولیت را برعهده دارد و در كنار وی، ویراستاران، حروف‌نگاران، نمونه‌‌خوانان، صفحه‌آرایان، گروه‌های كتابخانه و تصویر و مسئولان چاپ و انتشار كتاب‌ها، با تلاش و كوششی شایسته و مستمر، مجموعه را به گونه‌ای شیوا و آراسته در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهند.
 امروز به یكصدمین قدم رسیده‌ایم! شمارۀ صد را به «شیر ایرانی» اختصاص داده‌ایم. واژۀ «شیر» برای ایرانی‌ها حكایت و بار عجیبی دارد. شیر در نقش فرش و كاشی، سنگ‌نگار‌ی‌ و قلمزنی، در و پنجره، ادبیات و عرفان و... ایرانیان حضور ویژه‌ای دارد. ایرانی خود را شیرِ عرصه‌های مختلف تاریخ علم و فرهنگ و هنر و صنعت می‌داند و گرچه شیرِ ایرانی از زیستگاه ما رفته یا شاید قهر كرده، اما شیرِ درون هر ایرانی باقی‌ مانده و گهگاهی خود را در عرصه‌های گوناگون علم و فرهنگ و زندگی نمایان می‌سازد. باید هم «شیرِ ایرانی» را به بیشه و خانۀ خودش بازگرداند، هم «شیرِ وجود ایرانی» را به عرصه‌های مختلف زندگی امروز و فردای مردمانمان. شیرِ ایرانی باید سهم فرزندان این سرزمین را از آیندۀ جهان تعیین و پاسداری كند و این جز با شناخت عمیق هویت خود، سرزمین، تاریخ، فرهنگ، هنر، دیانت ایرانی و مسلح شدن به علم و دانش و فناوری، و آراسته شدن به بیان هنری و رفتار فرهنگی ـ به عنوان شخصیت و وجه بارز ویژۀ فرد ایرانی ـ امكان‌پذیر نیست. 
پیداست كه دفتر پژوهشهای فرهنگی در این راه مسئولیتی خطیر را برعهده گرفته است و چنانچه بتواند دربارۀ هر موضوع، كتابی مستقل به خوانندگان تقدیم كند، گامی بزرگ در مسیر مسئولیت خود برداشته است. از آن‌جا كه ایران‌زمین درختی كهنسال و پرشاخ و بُن، پربرگ و بار و ریشه‌دار در زمین و زمان است، انجام این كار سترگ به چندین ده سال پایان نخواهد پذیرفت، شاید مقدّر آن باشد كه نسل‌های پیاپی بیایند و به نام از ایران چه می‌دانم؟ با شور و اشتیاق پژوهش كنند، بخوانند، بنویسند و دعای آن كنند كه دورباد از آن كاخ، گزندِ باد و باران. 
در این‌جا از همۀ اهل دانش، پژوهشگران، نویسندگان و استادان حوزه‌های گوناگون ایران‌پژوهی و هم‌چنین از دوستداران و خوانندگان این مجموعه می‌خواهیم كه در مسیر رشد و بالندگی آن با ارائه طرح‌های پژوهشی، پیشنهاد‌ها و انتقاد‌های خود یاری‌رسان ما باشند. از خداوند جان و خرد توفیق استمرار این راه را به مدد اهل علم و تحقیق از یك‌سو، و موفقیت خوانندگان (خاصّه جوانان) پرسشگرمان را كه به دنبال شناخت درست‌تر و عمیق‌تر از ایران‌زمین هستند، از دیگر سو، طلب می‌كنیم.

 محمدحسن خوشنویس
 خردادماه 1389