آموزش و پرورش در ایران

نظام آموزش و پرورش به صورت‌های گوناگون در جامعه بزرگ ایران موجود بوده است و همواره در تحول و دگرگونی‌های نسبی قرار داشته است. وظایف آموزش و پرورش در نخستین خاستگاه عملی خود در نهاد خانواده شکل گرفت و بی‌تردید با نهادهای ارزشی جامعه پیوند تنگاتنگ داشت. در آموزش‌های آن روزگار، کوشش بر این بوده که کودکان را با این گونه موارد آشنا سازند: راستی و درستی، دادگری و خویشتن‌داری، تحمل سختی‌ها، اعتدال و قناعت، پرهیزگاری، پارسایی، سادگی و دلیری، فرمان‌برداری از والدین، سپاس‌دانی وسپاس‌گزاری از خوبان و نیک‌روشان، محبت و مهمان‌نوازی، داد و دهش از روی دانش و بخردی، امانت‌داری و کوشش در کارها و وظایف محوله در رعایت انتظام و قانون، نوازش جانوران مفید و عنایت ویژه نسبت به طبیعت و چگونگی آن (گیاهان، درختان و رودخانه‌ها...)....به قول گزنفون: «کودکان ]ایرانی[ به مدرسه می‌روند تا راه عدالت و پرهیزگاری بیاموزند و به شما خواهند گفت که هدف آن‌ها غیر از این نیست و این معنی در نزد ایشان همان اندازه طبیعی است که ما دربارۀ الفبا آموختن خویش حرف می‌زنیم» (1350، ص 5). نهاد آموزشی مکتبخانه از سده دوم قمری به بعد شکل گرفت و در هر شهری نه تنها چند مکتبخانه وجود داشت، بلکه کم‌تر ده و روستایی خالی از این مرکز تعلیمی بود. كتاب «آموزش و پرورش در ایران» از مجموعه کتاب‌های از ایران چه می‌دانم؟ در هشت فصل به بررسی ریشه‌های آموزش و پرورش در ایران، نهادهای آموزشی عصر باستان، نظام مکتبخانه و سپس مدرسه، تحولات جدید آموزشی در ایران دورۀ صفویه، قاجاریه، عصر مشروطیت، دوران پهلوی و دورۀ جنگ جهانی دوم تا انقلاب اسلامی پرداخته است.

مؤلفتکمیل همایون، ناصر
مجموعه/شمارهاز ایران چه می دانم؟/ 70
چاپ اول1385
چاپ آخر1385
ویراست1
ناشردفتر پژوهشهای فرهنگی
شابک9643790924
ابعاد20 × 14/5 سانتی متر
تعداد صفحه120

قیمت 150,000ریال