ماسک در ایران

واژۀ «ماسک» در زبان انگلیسی mask، در زبان فرانسویmasque و در زبان آلمانی maske نوشته می‌شود. این واژه از زبان لاتین سرچشمه می‌گیرد اما در فرهنگنامه و دانشنامه‌های غرب، ریشه آن را از کلمه “mascara”، “maskara” یا “mas-hara” می دانند که از واژه عربی «مسخره» به معنای عمل مضحک و خنده‌دار می‌آید. این واژه نخستین بار در قرن شانزدهم میلادی در ایتالیا برای مفهوم «ماسک» به کار رفت (“Brockhaus, 1998, “mask). در فرهنگ و سنن ایرانیان سه واژۀ دیگر مترادف صورتک وجود داشته است: نخست واژۀ «سیماچه» به معنی صورت کوچک، که در زبان پهلوی به نقاب‌هایی می‌گفتند و شرکت کنندگان در جشن‌های مخصوص انگورچینی در ایران باستان به چهره می‌زدند. اصطلاح اسلامی «سماجات» به معنی «بالماسکه» یا رقص با نقاب از آن آمده است (جنتی عطایی، 1356، ص 24). برخی نیز بر این باورند: «سماچه یا سماخچه که در زبان تازی به گونه سماجه و سماجات درآمده است، به معنی ماسک‌های زشت و ترسناک است. این ماسک‌ها به معنی قاب‌ بندداری است که هم زنان پیشین آن را بر روی سینه های خود می‌بستند و هم صورتک چشم و ابروداری بوده که در نمایش‌ها از آن سود می‌جستند» (رحیمی و رهبین، 1383، ص 98). دوم واژۀ «پوشه» که در بازی‌های تقلید کاربرد داشته است و سوم واژه «کُخ» که تصویر یا صورتکی زشت و ترسناک برای ترساندن کودکان بوده است (دهخدا، 1376، مدخل «کخ»). کتاب «ماسک در ایران» از مجموعه از ایران چه می‌دانم؟ انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی در سه فصل به واژه‌شناسی و انواع ماسک، خاستگاه و پیشینۀ ماسک در ایران و کاربرد آن در نمایش‌ها، بازی‌ها و پوشش چهره پرداخته است.

مؤلفیزدانی، کیقباد
مجموعه/شمارهاز ایران چه می دانم؟/ 112
چاپ اول1392
چاپ آخر1392
ویراست1
ناشردفتر پژوهشهای فرهنگی
شابک9789643792732
ابعاد20 × 14/5 سانتی متر
تعداد صفحه108

قیمت 150,000ریال